دلیل مراجعه مردم به فالگیر چیست؟!

1397/04/04
31 217 0
دلیل مراجعه مردم به فالگیر چیست؟!

افراد زیادی هنگام مواجه شدن با کوچک ترین دشواری یا برای تصمیم گیری به دنبال یک نیروی کمکی بیرونی می گردند. این افراد توانایی هایشان را باور ندارند و گمان می کنند حتما برای حل هر مشکلی باید فردی غیراز خودشان به کمک آن ها بیاید. یکی از این نیروهای کمکی، فال گیرها هستند که بسیاری اوقات با سخنانشان به مسیر زندگی افراد جهت می دهند؛ فردی که نزد فال گیر می رود، چون او را باور دارد، خودآگاه یا ناخودآگاه تلاش می کند آنچه را که از زبان فال گیر شنیده است، به حقیقت تبدیل کند. با بخش سلامت روان سایت آکسان پلاس همراه باشید.

 


فردی که توانای خود را باور دارد، به جای کمک گرفتن از یک نیروی نادرست، به توانایی های خودش تکیه کرده و سعی می کند با هوشمندی راهی مناسب برای زندگی و مشکلات پیش رویش بیابد؛ پس احتمالا فردی که مدام سراغ فال گیر می رود، از مشکلات شخصیتی رنج می برد. اصلا چرا افراد پدیده های دروغینی همچون فال را باور دارند؟ فال گیر یک پیش آگهی نسبت به اتفاقات منفی و ناخوشایند به او می دهد تا او بتواند با این پیش آگهی زمانی، کنترلی بر روان خودش داشته باشد.پس پیش فال گیر رفتن در لایه های زیرین خودش مشکلی لاینحل را در ذهن فرد مراجع به همراه دارد.

 

 

فال گرفتن نشانه ای از عدم بلوغ از نگاه تحیلی رفتار متقابل، است. مهارهایی مثل بزرگ نباش و فکر نکن و ایجاد رابطه همزیستی با فال گیر که از طرف فرد مراجع کودک و از طرف فرد فال گیر والدی در کار خواهد بود که این همزیستی مرضی را ایجاد می کند. مراجع از درون حس ناامنی و ترس می کند و کودکی نابسامان دارد و والدی که دچار تعصبات و خرافات است. این کار می تواند یک بازی باشد که ما بتوانیم در آینده سراغ فال گیر برویم که ببین با من چه کردی؟! به این ترتیب می توانیم مسئولیت اتفاقات را گردن او بیندازیم و همچنان ناکامل باقی بمانیم. از نگاه رفتار درمانی شناختی، فال گیری نوعی انحراف فکری و انحراف از واقعیت است. ما با این انحراف می خواهیم خود را به امنیت برسانیم و این کار نتیجه باورها غیرمنطقی ماست؛ باورهایی از جمله اینکه من همیشه باید به قدرتی بیرون از خودم اتکا داشته باشم.

 

ممکن است افرادی که درون روانشان ضعف بیشتری را نسبت به افراد عادی تجربه می کنند، همان افرادی که سطح برانگیختگی شان در حل مسئله آن قدر زیاد است که نمی توانند برای مسئله و مشکلشان شخصا راه حلی پیدا کنند. آنچه باعث می شود سطح تنیدگی و برانگیختگی روانی ما بالا بوده و احساس یاس، ناامیدی و ناتوانی بیشتر و از سوی دیگر احساس کارآمدی و پیش بینی مثبت آینده مان کمتر باشد، همان چیزهایی است که روی عزت نفس و وضعیت روانی ما تاثیر می گذارند. بنابراین فردی که عزت نفس پایینی دارد، فردی است که به خودش مطمئن نیست و اعتماد به نفسش تخریب شده، آن قدر نگران و برانگیخته است که برای حل مسئله اش فال گیر را انتخاب می کند. فردی که به سمت فال گیر می رود بیشتر تحت تاثیر وجه کودک خودش است که ناتوان، کودک مآب و ترسیده است و نزد فال گیری می رود که او را والد فرض می کند؛ بنابراین بسیاری اوقات فردی که نزد فال گیر می رود اگرچه بزرگ سال است و به نظر کودک نمی آید اما از نظر تحلیل رفتار متقابل کودک، ترسیده و پر از اضطراب است که مسئله اش را نزد والدی جادویی می برد تا در این ارتباط والد و کودک مسئله حل شود؛ درواقع انگار می خواهد با فال گیر خود نوعی رابطه همزیستی مریض گون ایجاد کند.  رابطه ای که شاید تا شش ماهگی، کودک با مادرش دارد و در آن زمان بهنجار است. اما برای یک بزرگ سال اینکه بخواهد کودکش را در آغوش والد دیگری قرار دهد که به واسطه این همزیستی و همپنداری با او مسئله اش حل شود، به منزل عدم بلوغ و ناتوانی است.

 

زمانی که به پیش نویس زندگی و تعریف آن نگاه می کنیم، می بینیم که پیش نویس زندگی طرحی است از زندگی که در زمان بچگی ریخته شده و توسط والدین توقیت می شود، سپس با حوادث بعدی توجیه می شود و بیشترین میزان نمود آن در انتخاب هایی است که در طول زندگی داریم. وقتی در زندگی با مسئله ای رو به رو می شویم و نمی توانیم آن را حل کنیم یا سطح برانگیختگی، تنش و اضطرابمان زیاد است، درگیر آن مسئله می شویم. اگر کسی در پیش نویس خودش بخواهد به سمت راه حل های جادویی و غیرمنطقی مثل فال گیر برود، باید ببینیم که چه چیزی در سطح کودک او وجود دارد که جلوی فکر کردن و حل مسئله را در او گرفته است. دو مورد از مهارهای مهمی که مانع می شود ما بتوانیم فکر کنیم و به حل مسئله بپردازیم، اول:مهاری است به نام «فکر نکن "Don’t think"» و مهارت «بزرگ نباش "Don’t grow"». افرادی که در زمان بچگی به آن ها اجازه فکرکردن داده نشده است و یا با بیش کنترلی و بی حمایتی، والدینشان به آن ها مسئولیت نداده اند و در نتیجه آن ها بزرگ نشده اند، کودک آن ها میل به کودک مآب بودن و رفتارهای نابالغ دارند.

 

به طور کلی این افراد تحت فشار و استرس در پیش نویسشان قرار می گیرند، مهارهای «فکر نکن» و «بزرگ نباش» در آن ها فعال شده و یا بازدارنده ای به نام «دیگران را راضی نگه دار» آمیخته می شود؛ پس آن ها همچون دختر یا پسری محبوب و حرف گوش کن نزد فال گیر می روند و تا او برایشان راه حلی جادویی ارائه کند تا آن ها بتوانند مسئله شان را حل کنند. از سوی دیگر وقتی ما از پروفسور کوچولو یا کودک درون صحبت می کنیم؛ درواقع به مغز هیجانی خود که قبل از تکمیل مغزشناختی در درون ما وجود داشته اشاره می کنیم که می خواهد از طریق هیجانات خود از راه حلی جادویی و هیجان آمیز مسئله را حل کند؛ بنابراین پروفسور کوچولوی فردی که نابالغ است و بالغ او درست کار نمی کند، وقتی دچار مسئله ای می شود می خواهد به محل مسئله بپردازد و پیدا کردن یک فال گیر یا کسی که بخواهد مسئله را با چوب جادویی اش برای ما حل کند راه حلی از پیش تعیین شده و کودکانه است. فردی که نمی خواهد بپذیرد خودش باعث ایجاد این دردسر شده، سراغ فال گیر می رود تا برای وجودی حقیر که مانع ایجاد رابطه سالم در او شده است نوعی توجیه پیدا کند. بنابراین در یک کلام می توان گفت افرادی نزد فال گیر می روند که از نظر روانی کودک مآب، نابالغ و مضطرب هستند و بسیار برانگیخته اند. این افراد برای حل مسئله خود ناتوان و عاجزند.

 

به طور کلی همه دوست دارند نویدی از آینده به آن ها داده شود تا این نوید آنها را امیدوار کند و آن ها بتوانند با این امید اضطراب هایشان را کنترل کنند. اضطراب پایه بالا و نگرشی که به اضطراب انتظاری ختم می شود، یعنی من انتظار دارم بلایی بر من نازل شود یا اینکه فرد خودش را مستحق خوشبختی نمی داند و یا والدش به او می گوید خوشی کنونی تو ویران خواهدشد. فال گیر در سطح ناخودآگاه یا تحت خودآگاه با پیشگویی آینده به فرد کمک کاذبی می کند تا بتواند اضطرابش را کم کند؛ ولی افراید که دوست دارند از گذشته برایشان گفته شود تا احساس آرامش کنند، معتقدند کسی هست که چیزی می داند و قدرتمند است؛ پس من تنها نیستم. این ها بیشتر در پی معنایابی زندگی هستند و برای کنترل اضطراب وجودی شان از آن بهره می برند. آن ها نمی توانند معنایی برای وجودی که در حال تمام شدن است پیدا کنند، فکر می کنند چیزی وجود دارد که به من معنایی عمیق تر بدهد، قدرتی که فال گیر دارد به فرد این نوید را می دهد که من فردی قوی هستم و می توانم برای تو کارهایی انجام دهم، من بر تو آگاه هستم. میل بر من آگاه بودن به قبل از یک سالگی باز می گردد که مادر بر تمام نیازهای ما گاه است و می داند چطور باید نیازهای ما را برآورده کند. پس نیاز به اینکه کسی بتواند نیازهای ما را دربر گیرد نیازی کودک گون است.

 

در واقع فرد با شنیدن سخنان فال گیر به نوعی احساس امنیت دست پیدا می کند و نوعی حس همدردی بین او و فال گیر ایجاد می شود؛ حقارت، شناخته نشدن، بی معناگری و ترس از آینده ما را به سویی می بردکه گمان می کنیم کسی هست که در مورد زندگی من می داند و این به فرد حس امنیت می دهد؛ چون او وقتی مضطرب باشد و حس امنیت نکند، نمی تواند روی پای خود بایستد و در حقیقت نیاز دارد به این فکر کند که کسی همه چیز را در مورد او می داند و این فرد آگاه و قادر برای او همان فال گیر است؛ درواقع به تصور او فال گیر می تواند اضطراب او را به خاطر عدم کنترلی که بر مسائل دارد، به حداقل برسد.

 

دلیل اعتماد به فالگیر چیست؟!

دلیل اعتماد برخی از مردم به فالگیر را در ادامه بیان خواهیم کرد:

  • اینکه بخواهید تصمیم بگیرید ازدواج کنید یا نه و یا در ارتباطی باقی بمانید یا نه، دشوار است و مسئولیت سنگینی دربر دارد اما اگر فال گیر به شما بگوید این کار را انجام بده یا نده کار را برای شما ساده می کند و دیگر مسئولیت چندانی نخواهید داشت. افراد کودک مآب، ترسیده و رنجور مایلند برایشان پیشگویی شود، چون این کار آسان تر و غیرمسئولانه است.
     
  • به طور کلی افراد دوست دارند فرد دیگری جای آن ها تصمیم بگیرد و این به دلیل اول باز می گردد؛ یعنی عدم تصمیم گیری و در عین حال عدم نیاز به تفکر. وقتی شما قرار است تصمیم بگیرید باید فکر کنید، وقتی بخواهید فکر کنید باید هوش داشته باشید و اطلاعات جمع کنید و جوانب کار را بسنجید. ولی وقتی کسی جای ما تصمیم بگیرد دیگر نیازی نیست ما فکر کنیم. افرادی که دارای مهار «فکر نکن» هستند نیز بیشتر به این دلیل به سمت فال گیر می روند.
     
  • فرد گمان می کند با فال در حال معامله کردن با قدرتی است که می تواند حتی روی آینده او تاثیر بگذارد. پس فردی که قدرتی ندارد به واسطه حضور کنار فال گیر می خواهد قدرت کسب کند و این کسب قدرت که کاذب و دروغین است می تواند دلیلی برای فال گرفتن باشد.
     
  • فرد اصلا نمی داند مسئله اصلی او چیست؛ مثلا کسی که عارضه شخصیت مرزی دارد، تمام رابطه هایش با مشکل مواجه است یا روابط شکننده دارد و باید روان درمانی شود و یا شاید گرفتار بیماری دوقطبی باشد یا سطح استرس و افسردگی اش بالا باشد و به همین دلیل دنیا برایش رنگ و بویی نداشته باشد. او نمی داند مسئله اصلی، بیماری روانی اش است. درواقع او می ترسد با اصل ماجرا در درون خودش مواجه شود و ترجیح می دهد به راه حل های ساده انگارانه متوسل شود؛ پس سراغ فال گیر می رود؛ در حالی که مشکل در درون خود اوست.
     
  • نیاز به جواب های صریح و قاطع مانند بله و خیر دلیل بعدی است؛ در حالی که زندگی قطعیتی ندارد و همه چیز در دنیا نسبی است. شما اگر بهترین ازدواج را داشته باشید، شاید در آینده فکر کنید می توانستید ازدواج بهتری هم داشته باشید. اگر وارد شغلی شوید و شغل قبلی خود را کنار بگذارید، شاید در آینده به جوانب مثبت شغلی که ترک کرده اید، فکر کنید. فردی که پیش فال گیر می رود، می خواهد نسبیت در درونش کنار برود و مسئولیت فکر کردن و انتخاب کردن را از دوش خود بردارد.
     
  • هوش کم، دلیل بعدی است. تحقیقات نشان داده است، افراد کم هوش بیشتر تمایل به پدیده های دروغین دارند؛ در حالی که فرد باهوش راه حل مشکلش را می یابد و به این پدیده ها دل نمی دهد.
     
  • گاهی ما تحمل گذر زمان را نداریم و نمی توانیم صبر کنیم تا به لذت های بلندمدت برسیم؛ بنابراین لذت آنی می خواهیم. فال گیر با خوشحال کردن ما می تواند این لذت آنی را به ما بدهد.

 

ترک عادت مراجعه به فالگیر

افرادی که به فال گیر مراجعه می کنند، اگر می خواهند این رفتار را ترک کند، باید:

  • در ابتدا باید مشکلش را مشخص کند.
     
  • لازم است که در تشخیص مشکل ساده انگاری نکند؛ چون ما خیلی اوقات علائم و نشانه ها را با سبب شناسی مشکل اشتباه می گیریم؛ برای مثال اگر فردی فکر می کند مشکل از همسرش است، باید بداند مشکل واقعی او در رابطه نه چندان لذت بخش او، خودش است و باید بیاموزد در چنین ارتباطی چه واکنشی نشان دهد.
     
  • تشخیص این موضوع که برای حل مسئله به چیزی نیاز دارد.
     
  • در صورت نیاز به کمک مشاور، وکیل یا مشورت با خانواده دارد، به سمت افرادی که می توانند به او کمک کنند برود، نه افرادی که به جای او و برای او تصمیم گیرند. 
     
  • زمانی که به سمت حل مسئله می رود، انتظار این را داشته باشد که حل مسئله آنی نیست؛ چون فردی که پیش فال گیر و جادوگر می رود، به حل مسئله آنی نیاز دارد؛ در حالی که فرد باید بپذیرد که به زمان نیاز دارد تا ضمن آزمون و خطا، تجربه کسب کند و به سمت بهبودی پیش برود.
     
  • در صورتی که اگر مدام پیش فال گیر می رویم و این رفتار با اضطراب های دیگری همراه است، باید به روان شناس مراجعه کنیم تا برای سطح اضطراب و تنیدگی مان اقدامات صحیحی انجام دهیم.
     
  • زمانی که می خواهد حل مسئله کند، به قدرت، توانایی و تحلیلی دوباره در حل آن رجوع کند؛ چون گاهی اوقات که برای مسئله ای گام بر می داریم، در طی عملکردمان متوجه می شویم مسئله ما لایه های زیرینی دارد، پس ذهنی منعطف می خواهیم، نه ذهنی خشک و از پیش تعیین شده.

 

 

سایر مطالب مرتبط با سلامت روان را در سایت آکسان پلاس مطالعه کنید.

نظر کاربران
شما عزیزان می‌توانید در این قسمت نظرات خود را ثبت کنید. (ثبت نظر)
پسندیدم
اشتراک‌گذاری:
مطالب مرتبط
بیشتر بخوانید
50 جمله معروف از بزرگان عکاسی

50 جمله معروف از بزرگان عکاسی

1396/09/02
امروز در این مقاله برای علاقه مندان به حرفه عکاسی،  50 جمله معروف و الهام بخش را از عکاسان بزرگ دنیا گذاشتیم تا منبع انگیزه ای گردد برا...
خواص درمانی ترنجبین برای کبد چرب

خواص درمانی ترنجبین برای کبد چرب

1396/12/27
فواید کندور با عسل چیست؟

فواید کندور با عسل چیست؟

1397/01/01
اسکالپشور چیست؟

اسکالپشور چیست؟

1396/07/27
کامنت کاربر
نظر شما
1398/07/25 , 01:37
نظر شما به درستی ثبت شد و پس از تایید، نمایش داده می‌شود.
مشاهده